تبليغاتX
حنجره
حنجره

نمیشد همیشه بهار باشه و تابستون؟ نیمه دوم سال همیشه  با جون کندن تموم میشه!همه این شش ماه به امید رویت بهار می گذره!


نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 4:21 توسط حسین| |
حوصله م نمیاد از شرایط جدیدم بنویسم! حوصله م نمیاد! 

نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 19:21 توسط حسین| |
1- چند روز قبل با هانی درباره عوارض محبوس شدن مردم در واگنهای مترو،بر اثر نقص فنی، در زیر زمین صحبت می کردیم و هانی می گفت این اتفاق باعث کاهش شصت درصدی تعقل مردم و افزایش هرج و مرج میشه. و می گفت که روشن بودن تهویه و خنک کننده داخل واگنها نوعی ایجاد اطمینان در افراد و القاء امنیت می کنه.

2- دیروز وقتی که بهشت زهرا بودم با هیچ منطقی نتونستم رفتار مردم رو برای خودم تحلیل کنم.اینکه علی رغم عدم حمله و صدمه زدن نیروهای امنیتی به افرادی که شعار نمی دادن،چرا مردم شروع به شعار دادن کردن؟ اینکه مردمی که به هر حال شروع اعتراضاتشون در حمایت از میر حسین بوده - و همچنان نماد جنبش به حساب میاد- چرا توجهی به خواست موسوی و کروبی در سکوت کردن ندارن. و سوال عمیق تری که در من ایجاد شد چرایی تهییج مردم از سوی سازگاراست. من این مرد رو تا بحال از اپوزیسیون حراف خارج کشور جدا می کردم و بهمراه بهنود جزء معدود عقلای قوم خارج نشین حسابش می کردم. الان در نظرم نسبت به ایشان تجدید نظر کردم،کلن! انتظارم از خواص و روشنفکران در مواجهه با یک فضای احساسی،اسیر احساسات شدن نیست.اصلن وظیفه روشنفکر نشان دادن راهیست که از مسیر تعقل عبور کرده باشه. و اصلن به خاطر همین صفت هم "روشنفکر" خونده میشه. ولی امروز اون چیزی که از محسن سازگارا،نوری زاده و سایر اپوزیسیون خارج کشور می بینم و می شنوم دقیقن با عقلانیت در تعارضه. نمی تونم بفهمم که چرا مردم رو به سمت انقلاب سوق میدن در حالیکه هیچ آلترناتیوی برای جمهوری اسلامی مطرح نیست. و چرا طرحهای احمقانه مثل افزایش مصرف برق که نوعی خودزنی ست رو به عنوان روشهای مبارزه مسالمت آمیز مطرح می کنن.

 3- همچنان مشکل بزرگ جامعه ایرانی رو در میزان مطالعه روزی دو دقیقه می دونم. مشکلی که متاسفانه در بزنگاهها خودش رو بیشتر از همیشه نشون میده.مشکلی که باعث میشه چشم مردم صرفن به دهان فردی باشه که از بیرون گود،داد میزنه لنگش کن!

 4- خیلی خیلی دوست دارم که هر چه زودتر جبهه فراگیر میر حسین با امکان عضویت اشخاص حقیقی تاسیس بشه و به اعتراضات مردم جهت بده،شکل بده و از سردرگمی و هرز رفتن انرژی و میل مردم به تغییر جلوگیری کنه.
5- اگر فضای زندگی برای عموم مردم تنگ و تاریک بشه. اگر فضای موجود به مردم ترس القاء کنه ،به جای امنیت.آنوقت قدرت تعقل به سمت صفر میل می کنه و حاکم شدن احساس بر رفتار مردم آغاز هرج و مرج و ویرانیه! آقای نظام مقدس! این رو می فهمی؟!

نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 3:6 توسط حسین| |
مارو باش!چند روزه منتظر جمعه م!زرشک!

جمعه می ریم لواسون!گیلاس چینی!

ای خدااااا!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 1:10 توسط حسین| |
- خب!ما به شما دویست تومن بدهکار بودیم؟ یه زحمتی بکش اون کیف منو بیار لطفن!

من: حال اگه نیست،باشه من عجله ای ندارم!

-نه دیگه وقتی هست چرا بمونه برا بعد؟ بفرمایید!

من:ممنون!

- خواهش می کنم! حقوق خردادت چی میشه؟خرداد اومده بودی؟

من: نه!خرداد که حقوق نمی خوام.نیومدم اصلن!

-ای خدا پدرتو بیامرزه! تیر چی؟

من:تیرو اومدم!

-تبرم که هفته اولش نبودی ، ولی چن روزی از اوایل خرداد اومدی.پس می مونه بیستو یک روز حقوق تیر ماه طلب شما از ما!

من: ؟!

- اینجوری که اینا میگن(منظورش اعضای هیئت مدیره س!) فعلن به همین ناظر جوش شرکت عمران اکتفا می کنیم و ناظر خودمون رو (یعنی من) جواب می کنیم.

من:!!

- اینا یه چیزایی رو نمی بینن.اینکه ناظر خودمون همین جا ایرادو می بینه و رفع می کنه خب بهتر از اینه که بمونه تا اون بیاد!

من:(فک می کنی باید چی کار می کردم تو اون وضعیت؟) اومدم بیرون از اتاق!

***

و امروز دومین روز از آغاز بیکاری منه و تقریبن به بطالت محض گذشته! شاید مفید ترین کاری که این دو روز انجام دادم خوندن روزنامه ها و چن تا بیانیه و نوشته درباره وقایع این روزهاست!

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 20:11 توسط حسین| |