تبليغاتX
حنجره
حنجره

هنگام دريافت ضربه سرت را افراشته نگه ندار. خم شو و در نوسان باش!

نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1384ساعت 23:44 توسط حسین| |

در شگفتم از بخيل : به سوي فقري مي شتابد كه از آن مي گريزد ، و سرمايه اي را از دست ميدهد كه براي آن تلاش ميكند. در دنيا چون تهيدستان زندگي مي كند ، اما در آخرت چون سرمايه داران محاكمه مي شود.

و در شگفتم از متكبري كه ديروز نطفه اي بي ارزش ، و فردا مرداري گنديده خواهد بود. و در شگفتم از آن كس كه آفرينش پديده ها را مي نگرد و در وجود خدا ترديد دارد! و در شگفتم از آن كس كه مردگان را مي بيند و مرگ را از ياد برده است، و در شگفتم از آن كس كه پيدايش دوباره را انكار مي كند در حاليكه پيدايش آغازين را مي نگرد، و در شگفتم از آن كس كه خانه نابود شدني را آباد مي كند اما جايگاه هميشگي را از ياد برده است.

 

 

 

نهج البلاغه /قصار الحكم/الحكمه 126

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد 1384ساعت 0:0 توسط حسین| |

 مهاجرانى تبرئه شد

 ايلنا: قاضى محمدرضا صارمى رئيس شعبه ۷۶ دادگاه كيفرى استان تهران پس از رسيدگى به پرونده عطاءالله مهاجرانى، وزير  سابق فرهنگ و ارشاد اسلامى، وى را از اتهام توهين و افترا تبرئه كرد.به دنبال شكايت مهسا يوسفى دلدار از عطاءالله   مهاجرانى به اتهام توهين و افترا و همچنين برخى اتهامات نظير ترك انفاق و عدم ثبت واقعه ازدواج، قاضى شعبه ۷۶  دادگاه كيفرى استان تهران پس از رسيدگى به پرونده مذكور، مهاجرانى را از اتهام توهين و افترا تبرئه كرد اما پرونده مربوط  به مسائل خانوادگى وى را، با قرار عدم صلاحيت به دادگاه خانواده ارجاع كرد.

 

 * حالا كه يك به اصطلاح خودي بعد از هزار ترفند و كلك به رياست جمهوري رسيد ،بهتر است  متهم اين پرونده تبرئه شود چرا كه ديگر خطري از جانب ايشان پست هاي حساس را تهديد نمي كند.

 

 * برايم خيلي جالب بود كه در كشوري زلزله اي به قدرت 8/6 ريشتر بيايد و تنها سي و شش نفر زخمي  ، تلفاتش باشد. به خيالم اگر اين زلزله در تهران رخ دهد، همين آمار بدست مي آيد با اين تفاوت كه اين 36 نفر همزمان آمار افراد به جا مانده از حادثه نيز هست!

 

 * گويا سايتsharemation فيلتر شده است.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 21:11 توسط حسین| |

طوري زندگي كن كه روي سنگ قبرت بنويسند: "متاسف نبود".

نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 15:5 توسط حسین| |

امشب به تماشاي سريال "روزهاي بياد ماندني" نشستم، (كه از معدود سريالهاي سيما است كه ارزش وقت گذاشتن را دارد)وقايعي را نشان مي دهد كه به نظرم حاوي نكات عجيبي است.

به باورم ما مردم ايران(طبيعتن اين حقير هم جرئي از اين "ما"مي باشد)درست است كه در بسياري مسائل فكري و باورها و عقايدمان پيشرفتها داشته ايم _هر چند رسوم بي پايه ي فراواني در اين سالها براي خودمان دست و پا كرده ايم_ اما قشر وسيعي از جامعه ، افكار و رفتارشان بسيار مشابه تفكرات قرون پيشين بالاخص قرن ماضي مي باشد. شايد  اين سخن در نظرتان مذموم و حتي مضحك بيايد اما به عقيده ي بنده ،اين واقعيت تلخ حاكم بر جامعه مان است.

اينكه حدود 100 سال قبل مردم در كلام مخالف حضور اجنبي بودند و در قالب شعارهاي مختلف اين را نشان مي دادند امابه وقتش مقاومتي از خود نشان نمي دادند و يا حد اقل آن اتحاد لازم را نداشتند (كه اين يكي به وضوح در اعمال ما قابل مشاهده است) و حتي ريش سفيدان و معتمدين مردم از شوراندن آنها در نپرداختن ماليات به كساني كه حراست از خاكشان را عهده دار بودند ، ابايي نداشتند. ابنكه مردم عامل همه ي ويراني ها و كاستي ها را نه در خودشان كه در اجنبي جستجو مي كردند و هزار هزار نكته ي ديگر كه شباهتهاي جامعه ي امروز را با يك قرن گذشته بيان ميكند ، حاكي از آن است كه به رغم همه ي پيشرفتها ، ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم!  

نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 1:3 توسط حسین| |

"اين جا ما كلمه اي داريم كه خيلي بيشتر از كلمه ي عشق به لجن كشيده شده! مردايي رو مي بيني كه واسه آزادي تيكه پاره شدن و شكنجه و حتا مرگ رو به جون خريدن! اميدوارم تو يكي از اونا بشي!با اين همه وقتي واسه همون آزادي ، بند از بندت جدا كنن، مي فهمي كه اصلن وجود نداره!حداقل اونجوري كه تو دوست داري وجود نداره!"

 

 

 

بخسي از كتاب "نامه به كودكي كه هرگز زاده نشد" /اوريانا فالاچي /انتشارات دارينوش

نوشته شده در دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 18:17 توسط حسین| |

 دلي دارم به دريا مي زنم، دريا صفت كو؟!

نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد 1384ساعت 19:45 توسط حسین| |
 باران بند آمد ، آماده قحطي شويم؟!
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 19:20 توسط حسین| |

           جدیدترین عکسهای گنجی را هم ديدم!

          

           قضاوت با خودتان!!

           

  • پاسخهاي مطابق معمول اعصاب خرد كن آصفي را هم خوندم. از اين كه بر خواست مردم در داشتن تكنولوژي هسته اي تاكيد مي كند لجم ميگيره .  از اين كه ما بايد يه چيزي رو بخوايم كه نميخوايم!! لجم ميگيره.
  • تا يادم نرفته، اگر تشنه خوندن يك تحليل ناب ازانتخابات هستيد این رو از دست ندهيد. نتيجه اين انتخابات مرده ها رو از قبر درآورد!
نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد 1384ساعت 16:54 توسط حسین| |

 پيش به سوي شمالستان!

نوشته شده در سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 9:0 توسط حسین| |

 عزيزي خيلي قبل تر اين نوشته را برايم (برايمان) فرستاده بود تحت اين عنوان: Some food for thought      خوش دارم شما نيز شيريني خواندنش را بچشيد:

 

 

To realize

The value of a sister

Ask someone

Who doesn't have one.

 

To realize

The value of ten years:

Ask a newly

Divorced couple.

 

To realize

The value of four years:

Ask a graduate.

 

To realize

The value of one year:

Ask a student who

Has failed a final exam.

 

To realize

The value of nine months:

Ask a mother who gave birth to a still born.

 

To realize

The value of one month:

Ask a mother who has given birth to a premature baby.

 

To realize

The value of one week:

Ask an editor of a weekly newspaper.

 

To realize

The value of one hour:

Ask the lovers who are waiting to Meet.

 

To realize

The value of one minute:

Ask a person

Who has missed the train, bus or plane.

 

To realize

The value of one-second:

Ask a person

Who has survived an accident.

 

To realize

The value of one millisecond:

Ask the person who has won a silver medal in the Olympics.

 

To realize the value of a friend:

Lose one.

 

Time waits For no one.

 

Treasure every moment you have.

 

You will treasure it even more when

You can share it with someone special.

 

نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 0:41 توسط حسین| |