تبليغاتX
حنجره
حنجره

این خبر را بخوانید، لطفن:

" تقليد از يك برنامه «طنز» تلويزيوني، دانش‌آموز 13 ساله را راهي اورژانس بيمارستاني در «پاكدشت» كرد.

به گزارش ايسنا، 13 دانش‌آموز پسر يك مدرسه راهنمايي در شهرستان «پاكدشت» پس از تعطيلي مدرسه خود، با به زمين انداختن يكي از همكلاسي‌هايشان، به اتفاق خود را بر روي وي پرت كردند.

لحظاتي پس از آنكه همه اين 13 تن بر رويهم افتاده بودند، دانش‌آموزي كه به شدت تحت فشار وزن همكلاسي‌هايش قرار گرفته بود براي نجات جان خود با داد و فرياد از دوستانش خواست زودتر بلند شوند.

اما دانش‌آموزان كه به تصور خود در اين بازي پيروز شده بودند، حاضر به موافقت با خواسته دوست خود نشدند.

بدين ترتيب در اثر شدت فشار وزن 13 دانش‌آموز، دست راست اين نوجوان دچار شكستگي شد. "

همين!! ديگر عزضي نيست.(لينك)

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 23:31 توسط حسین| |

اين روزها مشغول خواندن كتابي بودم به اسم "صلوات، كليد حل مشكلات". نوار زرد گوشه سمت چپ  جلد كتاب كه نشان دهنده چاپ هجدهم آنست برايم بسيار جالب بود و مرا بيشتر ترغيب كرد به خواندنش(هر چند در مقدمه كتاب نگارنده نوشته است كه از اين كتاب تعداد بسيار زيادي به سفارش ادارات و موسسات به چاپ رسيده است)

بگذريم.

تا قبل از خواندن اين كتاب چندان آگاه نبودم به ارج و منزلت اين ذكر نزد اوليا و علماي ديني و از مرتبه والاي آن اطلاعي نداشتم كه من هم مانند همه، از صلوات فريادي از ته دل ، با ابرواني گره كرده و لبهاي آويزان در خاطرم مانده بود(چهره رضا مثقالي را در  نماز خانه ايستگاه قطارپس از خواندن نماز را به ياد داريد؟)   يا بعنوان مثال جملاتي كه حك شده است بر روي ديوارهاي شهر:"شهيدان را ياد كنيد حتي با يك صلوات"!!!!

چنين آموزه هايي كم نيست در كشورمان كه آنچه بعنوان "ديني ، بينش اسلامي و معارف اسلامي" طي سالهاي تحصيل در مغزمان فرو مي كنند پر است از اين كم توجهي ها و بي مبالاتي ها به مقدسات ديني . آنچه امروز هم نسلانمان رابه وادي دين گريزي كشانيده است جز آموزش اشتباه دستورات دين و خرافه زايي در آن نيست.

نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 12:25 توسط حسین| |

من جزيرم يه جزيره،گوشه اي زخاك تيره

يه زمين بي نشونه كه تو دست آب اسيره

رو تنم سبزينه اي نيست كه تو قلبم جا بگيره

بي نصيب از يه ستاره كه تو شبهام جا بگيره

باد و بارون همنشينم، زخم تنهايي به سينه ام

وقت هر غروب دلگير ، غم پناه آخرينم

من جدا از همه دنيا ،دست بي كسي به دستام

توي ساحل اميدم،چشم به راه عشق نشستم

چشم به راه يه مسافر ،كه رو خاكم پا بزاره

من رو با قلب شكسته نره تنها جا بزاره

هر كي اومد يه دو روزي ، خستگيهاشو به در كرد

ساك سبز خاطراتو بست و آهنگ سفر كرد

 

   تا يه روز يه مرغ عاشق تن به درياي سفر زد

   از حريم شب گذشت و به من غم زده سر زد

   با خودش عشق آورد و من رو مهمون خودش كرد

   اسم ايثار و به من گفت ،من رو مديون خودش كرد

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 23:41 توسط حسین| |

خواستم بنويسم درباره ماه رمضون ، يك بار ديگه باورم شد كه احساس و حرف دل رو هيچ جوري نميشه به كلمه درآورد. خيلي منتظرش بودم ،بيشتر از يك ماهه ! كاشكي وقتي تموم ميشه، خنده هاي  روي لبمون از شادي دل باشه!!

کاشکی وقتی این ماه به آخر میرسه خدا هم به روی ما لبخند بزنه!

فكر اون دلتنگي روز آخر، غم دنيا رو آوار ميكنه رو سرم!!

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 23:58 توسط حسین| |
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 19:42 توسط حسین| |
حالا من در یکی از کافی نتهای نزدیک دانشگاه مشغول وبگردی هستم. صدای موزیک اعصاب خرد کنی هم در فضاپخش میشود. به نظر میرسه که من تنهایم. همین الان چند تا دختر که مشغول چت و صحبت از رنگ و مارک لاک ناخن بودند از میز کناری بلند شدند و رفتند. حالا دیگه مطمئن شدم که تنهام. دو ساعتی هست که کلاسم تموم شده و تا کلاس بعد دو ساعت دیگه مونده!  حالا دیگه بهتره برم!

تا بعد!

 

نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 14:18 توسط حسین| |

نمي دونم در طول اين بيست و هفت سالي كه از پيروزي انقلاب مي گذرد چند تن از مديران و صاحب منصبان بدليل اعمال خلاف قانون محاكمه و احيانن مجازات شده اند ،اما آنچه واضح است طي سالهاي  گذشته به ديده اغماض با مجرمين حكومتي رفتار شده است و اين افراد كه تعدادشان نيز اندك نمي باشد بطور جدي مورد بازخواست قرار نگرفته اند. (در اينجا منظورم مسئوليني است كه جرمي مرتكب شده اند اما به اعمالشان رسيدگي نشده است، طبيعتن محاكمه كرباسچي و پرونده سازي اخير براي مهاجراني و... از اين دسته نمي باشند). اين خود معيار خوبي است براي اينكه نشان دهد در يك جامعه تا چه مقدار روح عدالت و دموكراسي حاكم است و به آن عمل مي شود . اين را براي اين نوشتم كه خوندم  كه رئيس حزب اكثريت مجلس ايالات متحده به دادگاه فرا خوانده شده است براي ارائه پاره اي از توضيحات.  حال روشن است كه چرا برخي از كشور ها دموكراسي ايران را دروغين مي دانند و چرا آمريكا با همه خشونتي كه با خود به همراه دارد ، مهد دموكراسي خوانده مي شود.

نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 17:42 توسط حسین| |

به گمانم جمعه شب بود كه خبر ساعت 21 سيما را به تماشا نشسته بودم!(حقيقتن تنها مشغول تماشا بودم و هوش و حواسم جاي ديگر بود كه اخبار سيما غالبن يك سويه و ساختگي است) كه ناگهان تصويري ديدم كه باعث شد چشمانم از كاسه به در آيد!!! مردكي ميوه بدست بر بالاي درخت مشغول ايراد خطابه اي در دفاع از خواست مشروع ملت در داشتن فناوري صلح آميز هسته اي بود!!

عجبا! چنين ملكي را سزاست پادشاهي جهان!!  بحمدالله مردم ما بدون داشتن مطالعاتي هر چند قليل و اندك(كه تيراژ روزنامه هايمان اين را فرياد مي زند) و بدون آشنايي كامل به موضوعي، اشراف كامل بر آن دارند. از اين دست گفتگو ها در برنامه هاي سيما به كرات ديده مي شود كه به قول دوستي اين فقط از حكومتهاي خود كامه بر مي آيد كه در مور مسائل مهمي از اين دست ، مستقيمن از فرد نظرش را جويا شوند چه اگر نظر افراد اهميتي داشت از شيوه دموكراتيك كه همان رفراندوم است اين نظرخواهي انجام ميشد.

نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1384ساعت 10:54 توسط حسین| |