تبليغاتX
حنجره
حنجره

نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 22:47 توسط حسین| |
 این نوشته آنقدر زیبا و دلنشین به نگارش در آمده که به گمانم بهتر از این ممکن نبود. لذت خواندنش را از دست ندهید.  
نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 20:19 توسط حسین| |
داشتم فکر می کردم که چقدر درس هایی که از دین همه این سالها در مدرسه و تا حدودی دانشگاه به ما دادند با رفتار و گفتار عالمان دینی ما متفاوت است. چه دستوراتی از دین رو یاد ما می دادند که خودشون هم فقط در وقت اضطرار باورش دارن!

هزار هزار بار خوندیم و شنیدیم، که امیرالمومنین اگر می خواست میتونست همون سالهای اول فوت پیامبر با شورش و خونریزی خلافت رو باز پس بگیره. خوندیم که به خاطر حفظ دین بیست و پنج سال سکوت کرد. که دست آخر هم ، به خاطر حضور حاضران و یاران خلافت رو پذیرفت. به ما گفتن که با اینکه خلافت رو ازش گرفته بودن ، با اینکه حقش بود، باز هم در امور به خلیفه یاری میرسوند.

حالا این به ظاهر عالم همه ی این ها رو از سر مصلحت می دونه نه عقیده!!  یعنی اینکه علی (ع) هم ... ؟!

جنون قدرت !!

جنون قدرت!!

جنون قدرت!!

نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 19:52 توسط حسین| |
این روزها دلشوره و اضطراب روز های قبل کنکور دوباره سراغم میاد.  انبوه جزوه و کتاب و نوشته روی میزم رو اشغال کرده. متاسفانه این وضعیت تا دو هفته دیگه هم ادامه داره و زندگی تا اون موقع همین جور با دلشوره و استرس برام می گذره!   باز هم مث همیشه دم دمای امتحانا که میشه با خودم میگم که لعنت به من اگه از ترم دیگه هر جلسه درس استادو نخونم. خودم هم می دونه الکیه!!
نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 20:22 توسط حسین| |
این جمله "انسان جایز الخطاست" رو فقط زمانی میگن که اون "انسان " خود طرف باشه! یعنی اینکه اشتباه رو خود شخص مرتکب شده باشه!! والا که  شخص خطا کار لایق"بشر بودن" نیست!
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 8:6 توسط حسین| |

از ديدگاه جامعه‌شناسي مي‌توان گفت، پيروزي اصولگرايان در مجلس و عدالت‌خواهان در رياست‌جمهوري مهمترين دستاورد دولت خاتمي است زيرا در واكنش به عملكردهاي دولت خاتمي در موارد زير حاصل گرديد كه در رابطه پيروزي اصولگرايان در مجلس هفتم عبارتند از:

ـ اعطاي مجوز به كتاب‌هاي ضداسلامي كه در آن به مقدسات و حتي خداوند نيز اهانت شد

ـ اعطاي مجوز فيلم‌هاي ضدارزش، چنانچه اكثر مردم معتقد به اصول اوليه اخلاقي حاضر نبودند با خانواده به ديدن اين فيلم‌ها بروند.

ـ معرفي عناصر فاسد سينماي طاغوت به عنوان الگو براي نسل جوان

ـ انحطاط در تاتر كه به جشنواره ننگين ايران زمين در اهواز منتهي شد

ـ هزينه ميلياردي در گسترش موسيقي مبتذل و صدور خوانندگان طاغوتي به خارج از كشور

ـ اختلاط زن و مرد و حضور مختلط در ورزشگاه‌ها و اختصاص مربي و داور زن براي مردان و بالعكس

ـ تبديل مطبوعات به پايگاه‌هاي دشمن و تلاش فعال آنها در ترويج بي‌اعتقادي و توهين به مقدسات

ـ اهانت به علما و ارزش‌هاي ديني در چار چوب نمادين اصلاح‌طلبي

ـ مذموم شمردن سوزاندن پرچم امريكا، شعار مرگ بر آمريكا و جايگزيني سوت و كف به جاي الله اكبر

ـ توجيه بي‌بندوباري و عدم اجراي قوانين مبارزه با بدحجابي تحت عنوان آزادي

ـ سياسي كردن مديران و معلمان و تحريك سازماندهي شده آنها براي اعتصاب و اعتراضات صنفي كه به مردود شدن يك ميليون دانش‌آموز انجاميد.

ـ بي‌توجهي به اصل 8 قانون اساسي و منزوي نمودن متدينين و كمرنگ شدن فريضه الهي امر به معروف و نهي از منكر

 

این فقط بخشی از درفشانی های الله کرم است. ادامه اش را اینجا بخوانید. خواهش می کنم در هنگام خواندن ، ادب را رعایت کنید.

نوشته شده در جمعه نهم دی 1384ساعت 21:23 توسط حسین| |
در کشور ما رسمه که وقتی یه نفر ، یه شرکت یا هر چیز دیگه ای با یه اسم و علامتی به موفقیت میرسه، افراد دیگه هم برای رسیدن به سود از آرم و اسم اون شرکت شبیه سازی می کنند و البته محصول عملشون کیفیت پایین تری داره. مثلن ساندویچ سرد هایدا . ببینید چند نوع ساندویچ سرد بعد از موفقیت هایدا بوجود اومد که یه اسمی شبیه اسم هایدا داشتن. آیدا ، هایدان ، هایداشت ، هایدای ،  هایلا .

حالا انگار این رفتار به دنیای مجازی هم راهش رو باز کرده.  بعد از اینکه وب نوشت ابطحی تاسیس شد هزار هزار سایت و وبلاگ پیدا شد با یه پسوند نوشت:جمع نوشت ، خود نوشت ،سرخ نوشت، دست نوشت، روز نوشت ، پر نوشت ،دل نوشت و ... .  البته گاه نوشت و زن نوشت رو هم میشه نام برد، اما چون بهشون علاقه دارم اسمشون رو جدا گونه آوردم.

نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 17:4 توسط حسین| |
چقدر همه چی زود میگذره. ماروباش! چه دروغکی برا سختی هامون غصه می خوردیم.غصه می خوریم! 

 

نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1384ساعت 22:47 توسط حسین| |
حکم  فیلم قشنگیه. درسته که در فیلم اغراقهایی هست که طبیعت فیلم کیمیاییه. به صحنه به هم رسیدن پدر خوانده ها دقت کنید .طرز لباس پوشیدن، حرف زدن . حتی جشن عروسی شون هم خارج از رفتار مردم ماست. اما پیام خوبی که پشت این رفتارها ست ،همچنین بازی فوق العاده انتظامی و حاتمی و پولاد ،فیلم رو دوس داشتنی می کنه. سکانس آغازی فیلم در خانه مهندس و گفتگوی دو نفره پولاد و شکیبایی در رستوران ، فیلم رو چند پله از باقی فیلمهای کیمیایی بالاتر قرار میده. اشاره سربسته و مجملی که در فیلم به جنبش دانشجویی و رفتار دانشجو های سر خورده از شکست می شه، خیلی بهتر از اعتراض و حتی سربازهای جمعه در اومده.

 امابه نظرم از صدای رضا یزدانی، که نفس اعتراض است، خیلی بهتر میشد در فیلم استفاده کرد.

یه صدای آشنا                   

هفت دلیل ساده

گفتگوی ‌بی بی سی با کیمیایی

گفتگوی شرق با کیمیایی

نگاهی به فيلم حکم، تازه ترين ساخته مسعود کيميايی(مسعود جاهد)

 

نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 16:56 توسط حسین| |

شماره شهریور ماه مجله فیلم یه گزارش چاپ کره بود درباره روشن شدن چراغ سینما در سکانس آخر فیلم و درباره اش با مدیر بعضی از سینماها گفتگویی کرده بود .البته همه مدیران سینما این اتفاق رو در سینمای خودشون تکذیب کرده بودن. مدیر سینما پیروزی هم این موضوع رو رد نکرده بود ولی تقصیر رو به گردن تماشاچی انداخته بود که"خیالتان راحت باشد, قبل از آنکه فیلم به پایان ببرسد سالن تخلیه شده است!!" هفته گذشته که برای دیدن مکس رفته بودیم , با اینکه تیتراژ پایانی فیلم فقط منحصر به نوشتن نام دست اندر کاران نبود و بازیگران هم در آن حضور داشتند قبل از شروع تیتراژ چراغ ها روشن شد و تماشاچی ها هم شروع به ترک سالن کردند . عده ای هم به طور ایستاده تماشا گر عنوان بندی پایانی شدند،که البته در این مواقع تماشاگران ردیفهای آخر از دیدن محروم می شوند.

جالب تر از این رفتار مسئولان سینما سپیده بعد از اتمام فیلم حکم بود.با اینکه چندین نفر برای دیدن تیتراژ از جایشان بلند نشده بودند, کنترل چی همان چند نفر راهم از سالن بیرون می کرد. نه با خواهش و در خواست که با امر و دستور!!

در بند آخر گزارش مجله فیلم آورده:" به هر حال در مسیر تهیه این گزارش به این تنیجه رسیدیم که جز در معدودی از سینماها , مدیران و کارکنان همه سینما های دیگر روشن شدن چراغ ها در سکانس آخر فیم ها را تقبیح و رد می کنند. معتقدند چنین اتفاقی در سینمای آن ها نمی افتد و خلاصه مشکلی نیست!"

نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 8:3 توسط حسین| |

از رسم ورسوم و آداب گذشتگان , این روزا فقط اسمشون برای ما مونده. همین یلدا که گذشت. قبلنا گویا رسم بوده که دور هم جمع می شدن , بساط خوشی و خنده شون به راه بوده.در کنارش شاهنامه خونی می کردن, کتابای قدیمی رو می خوندن, فال می گرفتن. آجیل و هندونه و انار هم فراهم بوده.

اما حالا ما اینروزا!

دور هم جمع می شیم . سلام و احوال پرسی معمول و همیشگی . حرف و صحبت های تکراری هر روزه.  مصرف تنقلات در حد مرگ. در همین حین , همه هوش و حواسمون هم به صفحه تلویزیون!!

برای همین هم یلدا برای من هیچوقت یه شب خاص نبوده.

باقی رسم و رسوم هم همین جور. چهارشنبه سوری, روزهای سرد و بی روح نوروز. حتی عزاداری ها و شادی های مذهبی مون هم دیگه رنگ و بوی گذشته رو نداره. تعذیه خونی کجا و این قمه زنی های امروز کجا؟!

نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 19:58 توسط حسین| |