من که بعد از دیدن قسم اما از جملات و کلماتی که تاجبخش و اسفندیاری و جهانبگلو به کار میبردن ،خوب فهمیدم که از این به بعد هرکس توی صحبتاش بگه جامعه مدنی ،مجرمه! کتاب "جامعه باز و دشمنان آن" هم ردیف آیات شیطانی و کارل پوپر یکی مثل سلمان رشدیه. در ضمن جنبش دانشجویی هر کشوری هم ،مجموعه ای کثیف از جوانان خود فروخته ایه که تحت حمایت آمریکا ، به فکر براندازین. خیلی جالب بود ، توی مستندی که بین صحبتای این سه نفر پخش می شد(یا بر عکس) ، بین اسم کشورهایی که در ادامه پروسه انقلاب مخملین در دستور کار دولت آمریکا قرار داشتن،نامی از ایران نبود. جالب تر کشورایی بودن که انقلاب درش انجام شده بود: صربستان میلوشویچ، گرجستان،قرقیزستان، اوکراین. بلاروسی و روسیه هم در ادامه فهرست قرار داشتن.واقعن حکومت این کشورها خیلی خوب و دوست داشتنیه؟ اوضاع داخلی این کشورها خیلی به سامان و مناسبه؟ مردمشون راضین؟ واقعن اگر جماعت نا راضی نبودن ،جنبش دانشجوییه تحت حمایت آمریکا ، می تونست کاری از پیش ببره؟ فکر می کنم هر عقل سلیمی این رو درک میکنه که با چهار تا رساله دکترا و چاپ مقاله تو نشریات داخلی شهرداری ها(توی جامعه ای که سرانه مطالعه در روز کمتر از یک دقیقه س) نمیشه بین دولت و مردم شکاف انداخت. فکر می کنم مسخره ترین نظام آموزشی از آن کشور ما باشه. چهار سالی درس می خونیم(درس می خونیم؟) همه بر پایه تشریح و توضیح سوالات که گاهن از پس حفظ کردنش بر نمی اومدیم ، بس که زیاد بود. یا نوشتن راه حل دو صفحه ای یه مسئله ریاضی که هر چی با جزئیات بیشتر می نوشتیم ،خب نمره بهتری داشت . حالا باید بریم همون درسا رو ،سر کلاس بشینیم و راه حل تستی یاد بگیریم. باید به یه نکته هایی بند کنی که طول تحصیل ذره ای اهمیت نداشت و استاد هم توضیح نمی داد. لازمه که یه بار دیگه بگم ؟ فکر می کنم مسخره ترین نظام آموزشی از آن کشور ما باشه! از همان زمانی که خاتمی برای ورود به انتخابات هفتم ریاست جمهوری اعلام آمادگی کرد و حضورش محرز شد، موج تبلیغات جناح مقابل علیه او به راه افتاد.این تبلیغات منفی نه آنچنان که در انتخابات اخیر علیه هاشمی براه افتاد، به خاطر فساد مالی وی بود، بلکه این انتقادات دگر اندیشی و نو اندیشی خاتمی در عرصه دین را نشانه رفته بود. اما آنچه که باعث خنثی شدن این گونه تبلیغات می گردید ،مزین بودن خاتمی به لباس روحانیت بود که در کنار تعداد زیادی از علل دیگر ،سبب پیروزی وی در انتخابات شد. تشکیک در دین داری و دین مداری خاتمی و یارانش که حالا دیگر جبهه ی عظیم دوم خرداد را تشکیل می دادنددر مورد اعضاء مجلس ششم به اوج خود رسید. به عنوان نمونه می توان به اتهام فساد اخلاقی یکی از نمایندگان مجلس ششم در سفر به آلمان اشاره کرد که در روزنامه کیهان آورده شد و جالب اینکه نام نماینده مجهول بود! دلایل آورده شده برای رد صلاحیت گسترده محلس هفتم، اتهاماتی که علیه وزیر ارشاد سابق دولت خاتمی مطرح شد و در نهایت شعارها و سخنان کاندیدای پیروز انتخابات نهم ، در ادامه همان تبلیغات سو ء دوران ریاست جمهوری خاتمی بود. اما شاید عدم تلاش اعضای جبهه اصلاحات برای مقابله با اتهامات و بی تفاوتی آنها ، در نهایت باعث به فایده شدن این سخنان برای جناح مقابل و تاثیر گذاری آن بر مردم گردید. ببینید! به نظر من، سعی دوم خردادی ها در جذب آراء آن دسته از افراد جامعه که مذهبی بودن حاکم برایشان در اولویت چندم قرار دارد و فراموش کردن اکثریتی که فبل از هرچیز ،انتظار تدین از حاکمان خود دارند،یکی از دلایل شکست اصلاح طلبان بود. اگر در انتخابات دوم خرداد و سال های پس از آن این لباس روحانیت بود که باعث می شد ،جماعت انگ ها و تهمتهای نسبت داده شده به فرد منتخبشان را نپذیرند و دگر باره او را برگزینند،در انتخابات نهم چه عاملی جایگزین این فاکتور گردید؟ در حقیقت ، سیاسیون جبهه اصلاحات ، باید مرز بین ظاهر کردن باورهای دینی و اعتقادات را با ریاکاری و عوام فریبی می یافتند و با رفتار خود این دین داری را عیان می کردند.امری که به نظر می رسد در دوران حضور در دولت و مجلس مغفول ماند. باور کنید حضور در مساجد و هیئت های مذهبی نه تنافری با نو اندیشی در عرصه دین و نه نشانی از ارتجاع و جمود دارد. امروز که گزارش هم میهن درباره پیشنهاد شش کشور عضو شورای امنیت رو می خوندم، به این فکر می کردم که خب، گیرم ایران این پیشنهاد رو رد کنه و اصلن مذاکرات شروع نشه و این قضیه همینجوری هی کش بیاد.خب چه اتفاقی میفته؟احساس می کنم این داد و فریادها و خبرها در مورد مسئله هسته ای دیگه برای همه ما عادی شده و مثل گذشته با حساسیت و دقت پی گیر اتفاقات نیستیم. یعنی مثل همه وقایع ، یک جور بی تفاوتی نسبت به این واقعه رو میشه در بین مردم دید. شاید هم اصلن مقصود همین بوده! 1- بهتره بپذیریم که بنزین تبدیل به معضلی شده که هر تصمیمی درباره ش گرفته بشه ، عده ای رو ناراضی می کنه وعده ای رو خیلی ناراضی. 2- فکر می کنم از مجلسی که آنقدر جسارت نداشت که به گران شدن سالیانه بنزین تن بده، توقع تصویب قیمتی بالا تر از قیمت فعلی ، توقع احمقانه ای باشه. 3- از نقش و تقصیر مردم در مصرف بی رویه و در بسیاری از موارد غیر ضروریه بنزین که باعث بالاتر رفتن وحشتناک مصرف بنزین شد، به سادگی نمیشه چشم پوشید.( لازم می دونم جمله آشنای "بریم یه دوری بزنیم" رو یادآوری کنم!) 4- برادران شرکا ، رییس اسبق سازمان مدیریت ، مدتی قبل در شرق مقاله ای در مورد وضعیت شهر تهران نوشته بود و مشکلات و راه حل های اونو تشریح کرده بود. توی اون مقاله، ادامه وضع موجود رو مختوم به شورش حاشیه نشینان میدونست. مطمئن باشید طولانی شدن سهمیه بندی ، وقوع این واقعه رو نزدیک تر خواهد کرد. 5- با توجه به موارد مذکور ، این پروژه ای که از دیشب شروع شده ، تنها راه کنترل مصرف بنزینه. از واژه پروژه استفاده کردم، چرا که به خیالم عمر سهمیه بندی کوتاه تر از باور طراحان و مجریان طرحه.
ت اول" به اسم دموکراسی "به شدت تحت تاثیر قرار گرفته بودم، خیلی مشتاقانه نشستم تا قسمت دوم رو که فکر می کردم درباره فعالیتهای این افراد در داخل ایران باشه ببینم. دست آ خر البته که چیزی دستگیرم نشد. هنوزم نمیدونم هاله اسفندیاری جرمش چی بود؟ درباره جهانبگلو هم ،فقط دستگیرم شد که یه بار رفته یه جایی یه سخنرانی درباره یه موضوعی انجام داده.حالا چه ربطی به ایران و حکومتش داره؟
نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت
2:25 توسط حسین| |
نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت
21:16 توسط حسین| |
نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت
19:47 توسط حسین| |
نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت
0:26 توسط حسین| |
نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت
0:58 توسط حسین| |


