تبليغاتX
حنجره
حنجره

هیچ وقت حالی رو که با شنیدن صدای اولین اذون، بعد از برگشتن از مکه بهم دست داد ،فرموش نمی کنم.این دو تا چشم ،بی اغراق چشمه شده بودند و حقا که نیکو می جوشیدند و دل هم بی اختیار در حال طواف بود.این روزها دل دوباره همان حال را دارد. عرفه هر سال برام یه روز ویژه ست. حس می کنم خدا خیلی مهربانانه داره از بالا منو نگاه میکنه.درست مثل لحظاتی که گرد خونه ش می گشتم و خیال می کردم که خدا داره برام دست تکون میده.من لبخند خدا رو میدیدم.این روزها هم شک ندارم که خدا داره لبخند میزنه. این دونه های برف هم نشونه حال خوش خداست.توی این سرد زمستون،در بهشت رو به رومون باز کرده.

آخ که چقدر دلم می خواست الان مشعر باشم.خوش به حالت آقاجون!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 0:45 توسط حسین| |
آخ که چقدر  پیوندهای روزانه من به روزه!

آخ که چقدر وبلاگ من خواننده داره!

آخ که چقدر من زیاد می نویسم تا جماعت بخونن!

آخ که چه سرمایی خوردم!

آخ که چقدر این حرف الکی میزنه!

آخ که چقدر حال کردم با این جوابها!

آخ که چقدر لذت بردم ازاین بازی!

آخ که چقدر بیکاری بد دردیه!

آخ که چقدر کنکور چیز مزخرفیه!

آخ که چقدر ...

                       چقدر ...

 

پی نوشت: این جمله آخر رو مثه شعر نوشتم! نیست که خیلی شاعرانه ست!!

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 0:2 توسط حسین| |
نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 23:49 توسط حسین| |
درد بر من ریز و درمانم مکن

زانکه درد تو ز درمان خوشتر است

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 17:30 توسط حسین| |
اگر طرز نگاه کردن افراد و حالت چشمانشون را به شرایطی که در آن قرار دارند نسبت دهیم، من نائل به کشف یک نوع نگاه فاتحانه و پیروزمندانه خاص در افراد شدم که فقط هنگام ریختن بنزین به داخل باک از گالن ۴ لیتری بهشون دست میده!

                             

پی نوشت: زورکی خواستم یه پی نوشتم برا نوشته م بیارم .تصویر مرتبط با متن گیر نیاوردم،دیدم کاچی بعض هیچیه!

نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 23:55 توسط حسین| |

جمعه بی نهایت کسالت بارو مسخره ای بود.تا لنگ ظهر خوابیدم.بیدار شدم .ناهار و نماز(مثه اداره ها!!) بعدشم دوباره خواب! خوب بود نه؟ فکر کن این بی حوصلگی تو یه روز بارونی هم اتفاق بیفته که ابرا چنان آسمونو از ما قایم می کنن که انگار ... چه می دونم.انگار ناموسشونه!!

 انگار که آسمون تازه یادش افتاده که پاییز فصل باریدن بوده و داره این چند روزه  از خجالتمون در میاد و به اندازه همه دوماه بی بارونی می باره!

 

این رو هم از من بشنو که هر موقع رفتی تو کارگاه برق و تکنسین آزمایشگاه ازت پرسید ,ماشین داری , نباید بگی ," نه! با مترو میام"!! چون منظورش درس ماشینهای الکتریکیه!

 

نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 0:36 توسط حسین| |

این بار دیگه قول دادم به خدا. با دلم نه با زبانم. نمی دونم می پذیره یا نه! دلم روشنه.این بار دیگه نمی تونم زیرش بزنم.نباید زیر قولم بزنم.بار اوله که این جور سفت و محکم با خدا عهد کردم. از خود مهربونش کمک می خوام. خسته شدم از این بی ارادگی.از این ضعف ایمان. پیش خدا گله دلم رو می برم.شکایت نفسم رو میبرم.از کوچیکی روحم میگم.. الهی! اشکوا الیک من شهوات نفسی...!

خدایا! دلم حسین هفده ساله رو می خواد.به من برش گردون!

نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 21:2 توسط حسین| |

It's not difficult to make a woman happy. A man only needs to be:

1. a friend
2. a companion
3. a lover
4. a brother
5. a father
6. a master
7. a chef
8. an electrician
9. a carpenter
10. a plumber

11. a mechanic
12. a decorator
13. a stylist
14. a sexologist
15. a gynecologist
16. a psychologist
17. a pest exterminator
18. a psychiatrist
19. a healer
20. a good listener
21. an organizer
22. a good father
23. very clean
24. sympathetic
25. athletic
26. warm
27. attentive
28. gallant
29. intelligent
30. funny
31. creative
32. tender
33. strong
34. understanding
35. tolerant
36. prudent
37. ambitious
38. capable
39. courageous
40. determined
41. true
42. dependable
43. passionate
44. compassionate

WITHOUT FORGETTING TO:

45. give her compliments regularly
46. love shopping
47. be honest
48. be very rich
49. not stress her out
50. not look at other girls

AND AT THE SAME TIME, YOU MUST ALSO:

51. give her lots of attention, but expect little yourself
52. give her lots of time, especially time for herself
53. give her lots of space, never worrying about where she goes
54. Never to forget:
birthdays
anniversaries
arrangements she makes.

Easy!

HOW TO MAKE A MAN HAPPY

1. Show up naked
2. Bring food and beer

 

نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 19:52 توسط حسین| |