تبليغاتX
حنجره
حنجره

صبح جمعه آخر ساله و دارم فکر می کنم به همه روزهایی که تو سال رفته،بهم گذشته!به آدمایی که تو این سال دیدم و باهاشون آشنا شدم.آدمایی که وقت و عمرمو کنارشون گذروندم.تلف کردم یا بهره بردم.دارم فکر می کنم به راههایی که واردشون شدم.خواسته،نخواسته!به تصمیم هایی که گرفتم.به حرفها، به فکرها،رفتارها...( بی ربط ، یاد " آفتاب می شود" فروغ میفتم:ز عاجها،ز ابرها،بلورها)

هر سال این ساعتهای آخر سال، سر به عقب برگردوندن و فکر کردن لازمه!شایدم لزومی نداشته باشه ولی لااقل سرگرمیه خوبیه! الان تو دلم برای سال جدید آرزویی ندارم. آره خب!مثل همیشه  و هر سال یه سری دعاها و آرزوهای تکراری میاد تو سرم و میدوه روی زبونم ولی از بس که تکرار شده راهی به دل باز نمی کنه!

دارم فکر می کنم به گذشته ها،که کاش یه عالمه حرفا رو نمی زدم.یه عالمه کارا رو نمی کردم.کاش اختیار فکرم و خیالم دست خودم بود که افسار به گردنش مینداختم و نمی ذاشتم خیلی جاها بره!کاش می تونستم یه وختایی،یه جاهایی این خنده رو از رو لبم بردارم و به جای مهربونی ،عربده بکشم!کاش به جای داد و هوارای بی وقت و بی جا،یه جاهایی لبخند میزدم!

حسرت و آه نداره!میشه آدم بود و آه نکشید.میشه؟

خدایا برای سال نو به همراه همه خوبی هایی که تا حالا در حقم کردی و می دونم از مرام و معرفتت به دوره که یه دفعه و یه جا قطعشون کنی،یعنی یقین دارم که بذل و بخششت در حق من کمتر از گذشته نمیشه،ازت می خوام با دستای خودت آدمم کنی،هر جوری که خودت فکر می کنی خوبه! اعتراف می کنم که مردش نیستم.خواستم ولی تا حالا نشده!این بار تو خودت دست به کار شو! این یه خوبی رو در حق من بکن،من قول می دم جبران کنم!

خب دیگه تموم شد!حرفی ندارم دیگه!هر چند مثل همیشه،همه حرف دلم رو اینجا ننوشتم ولی الان واقعن چیزی تو سرم برا گفتن ندارم!

 

 

نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 7:10 توسط حسین| |
رو در رویی با هاشمی ، تو سالهای اول بعد از دوم خرداد اشتباه بود.

حذف هاشمی از فهرست مجلس ششم اشتباه بود.

شرکت نکردن تو انتخابات مجلس هفتم اشتباه بود.

تحصن خوب بود ولی تحصن به خاطر رد صلاحیت اشتباه بود.

تکثر و خودخواهی تو انتخابات ریاست جمهوری نهم اشتباه بود.

نادیده گرفتن کروبی و میر حسین برای نامزدی انتخابات در پیش اشتباه بود که...

سید خندان!ممنونم ازت! باز هم جور همه رو کشیدی و ختم کردی ادامه این همه رفتار غلط رو!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 11:55 توسط حسین| |
من کمترین علاقه ای به حضور خاتمی بعنوان کاندیدا در انتخابات پیش رو نداشتم.دلایلم رو یک بار نوشته بودم. حالا که خاتمی رسمن اعلام حضور کرده و برای ریاست جمهوری خیز برداشته ، قصد دارم کمی از برتری کروبی نسبت به خاتمی بنویسم :

 خاتمی

 1- هشت سال تجربه ریاست جمهوری خاتمی،فرصت کافی و به اندازه ای بود تا با توانایی ها و داشته ها و نداشته های خاتمی آشنا بشویم. برای همه قابل حدس و پیش بینی است که حضور دوباره خاتمی منتج به فضای نسبتن باز سیاسی میشود و رونق نیم بندی در عرصه فرهنگی به وجود می آورد،  ولی در هیچ کدام از این زمینه ها(فرهنگی و سیاسی) آن چیزی که مطلوب هست و امروز که نه،ولی در دوره اول ریاست جمهوری خاتمی در دسترس بود،حاصل نخواهد شد. یعنی در این زمینه ها،در بهترین حالت به اوضاع اوایل دهه هشتاد برمی گردیم. و باید توجه داشته باشیم که خاتمی اصلن از اهالی فرهنگ به حساب می آید، نه یک رجل سیاسی  و نه یک صاحب نظر اقتصادی.

2- دریافت من از اصلاحات مورد نظر خاتمی و احزاب حامی،مثل مشارکت و سازمان، اصلاح ساختار سیاسی کشور است. یعنی مقصودشان از اعمال تغییرات،تغییر بافت سیاسی و از بین بردن محدودیتها و کاستی ها در این زمینه است. باوری که در سال هفتاد و شش دارای پایگاه اجتماعی عام بود و ایجاد آزادی بیان تا حدودی خواسته عمومی مردم نیز بود .ولی امروز اوضاع اقتصادی کشور و به تبع آن،معیشت مردم به حدی تلخ و ناگوار است که مطرح کردن این دغدغه ها با مردم اگر موجب عصبانیت و بی اعتنایی نشود،قطن باعث خندهخواهد شد! و جالب اینجاست که انگار خاتمی مجددن به قصد مطرح کردن همین موارد نامزد شده. تجمعاتی که همین چند روزه برگزار شده و سخنرانی های خاتمی در همین سفر اخیرش

نشان دهنده تلاش برای ادامه دادن همان راه قبلی است.

3- جدن برنامه خاتمی برای این همه مشکل اقتصادی چیه؟منظورم از برنامه ،نه برنامه های پنج  ساله س، که برنامه ایه که قابلیت اجرا داشته باشد و بعد از چهار سال بتوان با رجوع به آن میزان توفیق یا عدم توفیق دولت را سنجید. (واقعن برایم عجیب بود که تو همایش دوم موج سوم که همین یکشنبه پیش برگزار شد،هیچ کدام از مدعوین و سخنرانان از لزوم ارائه برنامه مشخص برای اداره اقتصادی کشور حرفی نزد.یعنی حتی عقلای این قوم هم یه جورایی تو شور و هیجان و کف و سوت و فریادهای انتخاباتی غرق شدن)

 کروبی

 1- برتری کروبی نسبت به خاتمی به طور مشخص در عملگرا بودنش است. تقریبن میشود مطمئن بود که حرفی که از دهان کروبی به بیرون پرتاب می شود (کروبی معمولن سخنش رو با پرتاب بیان می کنه!)و وعده ای که قول انجامش رو میدهد،اجرایی خواهد شد و این امتیاز کمی نیست برای یک رییس جمهور اصلاح طلب.

2-  کروبی از پس ماجراهای این چهار سال به درک این حقیقت نائل آمده که اقتصاد مهمترین درد این مردم است و برای حل این مشکل سخنوری و نظریه پردازی و های و هوی و تبلیغات سیاسی کمترین کاربردی نخواهد داشت. انتصاب کرباسچی به سمت رییس ستاد،مشخصن حاوی همین پیام است که کروبی در پی عملگرایی در زمینه اقتصادی است.

3- حضور تعدادی از روشنفکران و صاحبان فکر مثل رهامی، عبدی و عمادالدین باقی به عنوان حامی کروبی،می تواند تا حدودی ضعف کروبی در نداشتن پایگاه در بین روشنفکران و عدم توانایی جذب آراء نخبگان را بر طرف کند.ضمن اینکه داشتن ارگان رسمی و انتخاب قوچانی به عنوان سردبیر ،برای رسیدن به این هدف بسیار تاثیر گذار خواهد بود.

۴- عدم ارائه برنامه مشخص ،از ضعف های مشترک کروبی و خاتمی است اما تجربه انتخابات قبلی ثابت کرد که کروبی قطعن با برنامه معلوم و قابل پی گیری وارد نبرد انتخاباتی خواهد شد .این مورد بزرگترین رجحان کروبی نسبت به خاتمی است.

 ***

در شرایطی که دولت نهم یک فاجعه تمام عیار از خود به یادگار گذاشت و ادامه حضور احمدی نژاد فاجعه را سنگین تر خواهد کرد، برای من یک دوره ای شدن احمدی نژاد مهم تر از انتخاب شدن کروبی یا خاتمی است. و محبوبیت بالای خاتمی و شانس بیشترش باعث شده که تصمیم قطعی برای رای دادن به کروبی نگیرم. طبعن تغییر رفتار خاتمی به معنی ارائه برنامه مشخص در همه زمینه ها ،خاصه در زمینه اقتصادی و پررنگ تر شدن عملگرایی در برنامه هایش باعث تغییر دیدگاههای من هم خواهد شد.

نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 23:48 توسط حسین| |
دستگام دوباره خراب شده و چند روزی دسترسی ندارم به اینترنت. دلم تنگ شده بود برای این فضا،گفتم بیام یه خاکی بتکونم ازش!

طیق معمول همه کافی نتا،کی بورد این یکی هم رو اعصابم  پشتک میزنه و اجازه روده درازی رو بهم نمیده! بمونه برای بعد!

نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 16:16 توسط حسین| |